تبلیغات
وبلاگ پـرواز - خاطرات امیر محمد انصاری خلبان بالگرد حامل پیكر امام (ره)

من در طول سابقه خود حتی در جنگ چنین وضعیتی را تجربه نكرده بودم. بعد از این ماموریت بود كه آن هلیكوپتر مدت زیادی برای تعمیر به آشیانه رفت. چه كسی میتوانست در آن موقع جلوی ملتی را كه همه جوان و متاثر برای از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگیرد؟

روح روحالله ساعتها بود كه با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا، از كالبد خویش به آسمان رفته بود و اینك میلیونها انسان داغدار منتظر تشییع و دیدار آخرین با امام خویش بودند.



انتقال پیكر امام امت با توجه به خیل عظیم جمعیت و مشكلات مختلفی كه در این خصوص وجود داشت، بر عهده امیر محمد انصاری فرمانده وقت هوانیروز بود كه باید این وظیفه مهم را انجام می داد. او 7 سال فرمانده هوانیروز بوده و از جانبازان دفاع مقدس به شمار میرود.

محمد انصاری روزی از داشتن دستخط امام برای تقدیر از خدماتش خرسند و شكرگذار بود و روزی دیگر دیدن دست بیجان حضرت روح الله (ره)، خط سرنوشت او را تغییر داد.

اینك در سالگرد عروج بنیانگذار انقلاب اسلامی، فرمانده وقت هوانیروز ابتدا به بیان خاطرات خود از آن روز تاریخی پرداخته و سپس در خصوص وضعیت گذشته و فعلی هوانیروز برای گروه دفاعی خبرگزاری فارس سخن می گوید كه بخش دوم آن طی روزهای آینده منتشر میشود.

امیر انصاری با بیان این مطلب كه ما در جریان بیماری امام قرار داشتیم، گفت: من آن زمان فرمانده هوانیروز بودم و برای سركشی از محورهای عملیاتی به كرمانشاه رفته بودم چرا كه با وجود آتش بس پس از جنگ، هیچ اعتباری به حمله مجدد از طرف صدام نبود.

انصاری ادامه داد: شب بود كه مثل بقیه مردم از طریق تلویزیون خبر رحلت امام(ره) را شنیدیم. من بسیار متاثر بودم چرا كه امام(ره) را دربست قبول كرده بودم و چون از بچگی پدر نداشتم به ایشان به عنوان پدر معنوی خود نگاه میكردم.

وی افزود: قرار بود برنامه وداع یا پیكر بنیانگذار انقلاب اسلامی در مصلای تهران برگزار شود و ماموریتهایی نیز بر عهده هوانیروز قرار گرفته بود. به همین خاطر از كرمانشاه راه افتادم و 5 صبح بود كه خود را به مصلای تهران رساندم.

فرمانده اسبق هوانیروز خاطر نشان كرد: هر چند ما برای از دست دادن امام(ره) بسیار ناراحت بودیم اما یك نگرانی نیز در خصوص آینده نظام داشتیم چرا كه خیلی صحبتها گفته میشد كه بعد از رحلت امام(ره) قطعا اوضاع به هم خواهد ریخت.

انصاری با تاكید بر اینكه نفس امام(ره) و معنویت ایشان در ملت وحدت ایجاد كرده بود، یادآور شد: كافی است شما فیلم نماز مصلای تهران را ببینید؛ چه كسانی در این صف ایستادند؛ به خاطر همین وحدت بود كه دشمن نتوانست هیج غلطی بكند.

وی ادامه داد: وقتی به مصلی رسیدم، اوضاع خوب نبود. هر چند بچههای هوانیروز كار خود را بلد بودند و از نیمههای شب فعالیتشان را شروع كرده و 20 فروند بالگرد نیز پیش بینی شده بود.

این فرمانده ایام دفاع مقدس اظهار داشت: ما در جنگ نیز سعی میكردیم شخصا اوضاع منطقه را از نزدیك بررسی كنم چرا كه هواپیماهای آواكس امریكایی و اسراییلی كه اطلاعات را در اختیار صدام میگذاشتند، نداشتیم و باید خودمان شخصا بررسی میكردیم.

انصاری افزود: این بار نیز شخصا با هلیكوپتر بر فراز منطقه پرواز كردم اما دیدم به لطف وحدتی كه ایجاد شده بود، كار به خوبی پیش میرفت.

وی با اشاره به حضور دهها خبرنگار كاربلد خارجی در مراسم ارتحال امام(ره) تصریح كرد: قطعا آنها نیامده بودند تا اخبار مثبتی از این تجمع میلیونی پخش كنند بلكه به دنبال ارائه گزارش از اوضاع به هم ریخته ایران بودند.

فرمانده اسبق هوانیروز گفت: بعد از نماز دیدم حال حاج احمد آقا خوب نیست بنابراین یك بالگرد برای بردن ایشان قرار دادم و خود با یك بالگرد دیگر پرواز كردم تا اوضاع را بررسی كنم. جمعیتی فوق العاده ای آمده بود.

انصاری با اشاره به حضور میلیونی ملت ایران در بهمن 57 در استقبال از رهبر كبیر انقلاب، خاطر نشان كرد: باید در نظر داشته باشیم كه آن زمان ستاد استقبال از امام(ره) اوضاع را كنترل میكرد اما این بار مردم به صورت خودجوش عمل میكردند.

وی با ذكر مثالی افزود: گویی 100 مربی اروپایی مثل فرگوسن یا مورینیو یك تیم فوتبال را چیده بودند. حتی به نظر من نظم مردم از این تیمهای فوتبال اروپایی نیز بیشتر بود.

خلبان بالگرد حامل پیكر امام(ره) ادامه داد: وقتی این شور و حرارت ملت را دیدم، خیالم راحت شد و از نظم و ترتیبی كه به صورت خود جوش بر مردم حاكم بود احساس آرامش كردم. این در حالیست كه خیابانها و اطراف مصلی و بهشت زهرا را میلیونها نفر از مردم ایران پر كرده بودند.

انصاری اظهار داشت: من مسئولیت كار را پذیرفته بودم و ترسی نداشتم از اینكه اشتباهی صورت بگیرد و با من برخورد كنند چرا كه معتقدم اگر كسی در این نظام خالصانه عمل كند هیچ گاه یقه او را نخواهند گرفت. من ندیدم در این نظام با كسی بیدلیل برخورد شود مگر اینكه آن طرف مفسده مالی، اخلاقی و یا سیاسی داشته باشد.

وی با بیان اینكه 20 بالگرد پیشبینی كردیم تا تمام خبرنگاران خارجی را سوار هلی كوپتر كنند و این تعداد بالگرد، رقم زیادی بود، گفت: به آنها گفتم در هیچ كشوری چنین امكاناتی را در اختیار شما قرار نمیدهند اما اینجا جمهوری اسلامی است و آن طوری نیست كه برای شما ترسیم كردهاند، بروید و از هر كجا كه دلتان میخواهد فلیمبرداری كنید.


* ابتدا قرار بود پیكر امام(ره) را با تریلی به بهشت زهرا ببرند

فرمانده اسبق هوانیروز یادآور شد: ابتدا قرار بود پیكر امام(ره) را سوار بر یك تریلی به سمت بهشت زهرا ببرند تا در میان مردم باشد. اما از یك طرف نیز نگران بودند تا حادثهای رخ ندهد. من به آنها گفتم یك هلیكوپتر به عنوان پشتیبان بالای سر ماشین قرار میدهیم تا به محض اینكه اتفاقی افتاد بتواند به آن كمك كند و خودم به عنوان خلبان هلیكوپتر نشستم. البته یكی از استاد خلبانهای هوانیروز بهنام سروان ملكوتی را كه ترك زبان بود و یادم هست آن روز بسیار گریه میكرد نیز در كنار خود نشاندم. این سروان ملكوتی بعدا به من گفت كه همان شب یك خوابی از حضرت امام(ره) دیده است اما الان یادم نیست كه موضوع خواب چه بوده و من نیز دیگر ایشان را ندیدم.

انصاری ادامه داد: اوضاع تا نزدیكی صالح آباد خوب بود اما در ابتدای جاده صالح آباد جمعیت بسیار زیاد شد و اوضاع داشت از كنترل خارج میشد. یك تریلری به عنوان فریب، میان مردم فرستادیم و ماشین اصلی كه حامل پیكر امام(ره) بود به سمت بیابان پیچیده و ما برای تحویل پیكر فرود آمدیم.


* 40 نفر میخواستند سوار هلیكوپتر حامل پیكر امام(ره) شوند

وی خاطر نشان كرد: یك مرتبه نگاه كردم و دیدم به جای آنكه حداكثر 10 نفر به همراه تابوت سوار هلیكوپتر شوند، 40 نفر قصد سوار شدند داشتند كه با بدبختی تمام آنها را پیدا كردیم كه یادم هست یكی از آنها همین حاجی بخشی بود كه در جبهه نیز بسیار به رزمندگان كمك میكرد.
خلبان بالگرد حامل پیكر امام(ره) افزود: به هرحال باز هم 12 نفر سوار هلیكوپتر شدند اما با توجه به اینكه بنزین هواپیما كم شده و بالگرد سبك شده بود، مشكلی نداشت.

انصاری ادامه داد: بالاخره از روی زمین بلند شدیم یك دور در هوا زدیم و دیدم همه چیز مرتب است. بچههای كمیته یا سپاه (درست یادم نیست) دستان خود را حلقه زده و یك محوطه باز را برای فرود بالگرد آماده كرده بودند و اطراف آن را نیز كانتینر چیده بودند. پشت سر آنها نیز جمعیت زیاد منتظر رسیدن پیكر رهبر عزیز خود بودند.


* به محض ورود بالگرد، بچههای كمیته و سپاه عنان از كف دادند

وی خاطر نشان كرد: به محضر اینكه بالگرد به زمین نشست، خود بچههای كمیته كه مسئول برقراری نظم بودند، از فرط ناراحتی و علاقه به امام(ره)، كنترل خود را از دست داده و به سمت هلیكوپتر دویدند و به طبع آن جمعیت میلیونی نیز به سمت هلیكوپتر هجوم آورد و بالگرد مانند نگینی در وسط جمعیت قرار گرفت كه این البته بسیار خطرناك بود.

فرمانده اسبق هوانیروز افزود: در ایام دفاع مقدس دیده بودیم كه ملخ انتهای بالگرد سر بسیاری از رزمندگان را برده بود و این در میان جمعیت میلیونی بسیار خطرناك بود.
انصاری تصریح كرد: بالاخره با سلام و صلوات توانستیم هلی كوپتر را خاموش كنیم و در چشم به هم زدنی دیدیم كه تابوت را از هلی كوپتر خارج كردند. از یك طرف تابوت امام(ره) را بردند و از طرف دیگر جوانان كه ناراحت بودند از ما سراغ پیكر امام(ره) را میگرفتند.

وی ادامه داد: یادم میآید مردم متاثر، هلی كوپتر را میبوسیدند و یا لباس خلبان را میكندند. چند نفری هم بر پشت هلیكوپتر سوار شده بودند و دیگر چیزی از بالگرد باقی نمانده بود.

فرمانده اسبق هوانیروز گفت: واقعا معجزه الهی بود كه اتفاق خاصی رخ نداد. شما حساب كنید اگر یك ته سیگار به باك هلیكوپتر میرسید چه فاجعهای رخ داده بود؟ به نظر من توانایی ما شاید 10 درصد به دادمان میرسید و دیگر كنترل از دست ما خارج شده بود اما به لطف خدا هیچ اتفاقی رخ نداد.


* احساس می كردم در معركه جنگ قرار دارم

انصاری درباره احساس خود در آن زمان میگوید: من به خودم گفتم انگار كه در وسط میان جنگ هستم و خدا باید به ما كمك كند. خلاصه در زیر هلی كوپتر آنقدر پا قرار داشت كه زیر آن نرم شده بود و با بدبختی یك ساعت و نیم طول كشید كه توانستیم از این معركه سلامت بیرون برویم.
وی افزود: دیگر این هلیكوپتر توان بازگشت نداشت و من هم میترسیدم اتفاقی رخ دهد به همین دلیل نیروی هوایی را در جریان قرار دادیم و آنها دو هلیكوپتر فرستادند و یك تابوت فلزی كه مخصوص خلبانها بود.

این فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران در ایام دفاع مقدس، اظهار داشت: من در طول سابقه خود حتی در جنگ چنین وضعیتی را تجربه نكرده بودم. بعد از این ماموریت بود كه آن هلیكوپتر مدت زیادی برای تعمیر به آشیانه رفت. چه كسی میتوانست در آن موقع جلوی ملتی را كه همه جوان و متاثر برای از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگیرد؟


* دیدار ظهیرنژاد در جماران پس از رحلت امام(ره)

انصاری با بیان اینكه تمامی فرماندهان و رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام(ره) را از عمق وجود خود دوست داشتند، افزود: بعد از رحلت امام(ره) یك مرتبه به جماران رفتم دیدم در كنار یكی از ستونها یك تیمساری ایستاده و به شدت گریه میكند. دقت كه كردم دیدم تمیسار ظهیرنژاد است، می دانستم ایشان علاقه زیادی به امام(ره) داشت اما آن روز با تمام وجود این احساس را درك كردم البته تمام فرماندهان مثل صیاد شیرازی، بابایی، ستاری و ... عاشق امام (ره) بودند.


* مردانگی امام(ره) باعث شد تا جام زهر را بنوشد

وی امام(ره) را یك فرمانده به تمام معنا معرفی كرد و افزود: ایشان دستورات نظامی كمی میدادند ولی تمام دستورات حكیمانه بود.

انصاری افزود: وقتی امام(ره) فرمودند جنگ برای ملت ما یك نعمت است، ما مفهوم این سخن را درك نكردیم ولی بعدها به آن پی بردیم. چراكه اگر جنگ نبود چطور نسلهای آینده میتوانستند از وجود سلحشورانی مانند بابایی، ستاری، دوران، شیرودی، كشوری و هزاران شهید عزیز دیگر در ارتش با خبر شوند.



فرمانده اسبق هوانیروز همچنین با ذكر خاطره ای از ایام دفاع مقدس گفت: در یكی از عملیاتها كه با شكست مواجه شدیم، یادم هست صیاد شیرازی و محسن رضایی میگفتند ما رویمان نمیشود خدمت امام برسیم و گزارش بدهیم. وقتی امام از موضوع با خبر شدند، یك پیام ساده فرستادند كه ما برای اهداف بلندتری تلاش می كنیم. به خدا توكل كنید و برای عملیاتهای بعدی آماده شوید.

انصاری با بیان اینكه یك فرمانده خوب كسی است كه تمام مسئولیت را به گردن گرفته و نگذارد فشاری بر زیردستان او وارد شود، گفت: این امام(ره) نبود كه باید جام زهر را مینوشید، اما این احساس مسئولیت، مردانگی و فرماندهی ایشان بود كه چنین اقدامی را انجام داد.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.