تبلیغات
وبلاگ پـرواز - تاریخچه تکامل موشک های تاکتیکی هوا به سطح (قسمت دوم)
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

تاریخچه تکامل موشک های تاکتیکی هوا به سطح (قسمت دوم)

   نوشته شده توسط: فرهاد افضلی    نوع مطلب :مقالات ،


AS-20 / AS-30 / AS-30L

هنگامیکه امریکایی ها سرگرم برنامه بول پاپ بودند فرانسوی ها نیز بر روی خانواده ای مشابه از تسلیحات هوا به سطح کار میکردند.زمانیکه جنگ جهانی به پایان رسید موسسه ملی هوافضای فرانسه (اکنونAerospatiale) بر روی نمونه ای از موشک هوا به هوای کنترل رادیوئی با کد AA-20 کار میکرد ، پس از بررسی ها مشخص شد که طرح حاصل بیشتر هوا به سطح است تا هوا به هوا در نتیجه طرح AS-20 شکل گرفت.


موشک AS-20
منابع مختلف این مدل موشک را بسیار شبیه به موشک AGM-12 Bullpup امریکایی میدانند، توسعه و طراحی این موشک را به اواخر سال 1950 میلادی نسبت میدهند که تنها 5 سال از جنگ خانمان سوزی که فرانسه یکی از قربانیان اصلی آن بود میگذشت و کشور فرانسه به رهبری کسانی که سابقه بسیار زیادی در زمان جنگ جهانی دوم برای مبارزه با المان نازی داشتند تلاشی جدید را آغاز نموده بود تا باز هم فرانسه را به دوران اوج خود که مدتهای مدیدی بود که غروب نموده بود برسانند.
فرانسه ازنظر نظامی جز بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای جهان از سالهای بسیار دورتر از جنگ جهانی دوم قرار داشت ، هرچند میشود گفت اوج عظمت و افتخار این کشور در زمان ناپلئون بناپارت کبیر این مغز نظامی و استراتژیست یکه تاز تاریخ فرانسه حاصل شده بود که برای سالهای متمادی فرانسه را به عنوان کشور پیشرو و مترقی نظامی و اقتصادی و سیاسی مطرح نموده بود.
 

در زمان جنگ اول جهانی فرانسه با رقیب دیرین خویش یعنی آلمان وارد مبارزه ایی سهمگین شد که سرانجام ان پیروزی فرانسه و کشورهای همراهش با کمک های لجستیکی و مالی امریکا بود و باعث شد تا سال 1940 که المان مستقیما وارد مصاف با فرانسه شد به عنوان یکی از قدرتمندترین نظام های حاکم بر جهان باقی بماند.
این کشور قرون متمادی دارای کارخانه های ساخت سلاح و توپ و مهمات به صورت پیشرفته بود (به نحویکه در مقابل فرانسه کشوری چون روسیه تزاری و بعدها شوروی همیشه کشوری از نظر کیفیت سلاح ها دست دوم محسوب میشد! با فاصله تکنولوژیکی حداقل 20 ساله)
اما این کشور در زمان جنگ جهانی دوم به خاطر اشتباهات فرماندهی و نیز تکیه زیاد بر خط دفاعی ماژینو که از نظر انان عاملی برای شکست هرنوع حمله به خاک فرانسه از سوی مهاجمین به خصوص المان بود باعث شد تا به سختی و در عرض تنها 45 روز بازنده میدان باشند و کشور تحت اشغال المان قرار گرفت با توجه به صلحی که بین رهبران فرانسه و المان صورت گرفت.
در طی جنگ جهانی دوم آلمان نازی با فرانسه و کارخانه جات پیشرفته آن به مانند دیگر کارخانه جات کشورهای دیگر برخورد نمود و از ظرفیت عظیم این کارخانه جات برای تامین تسلیحات و مواد مورده نیاز جبهه نبرد استفاده کرد هرچند بعد از افول قدرت المان به خاطر درگیر شدن در چندین جبهه و قدرت گیری متفقین و رسیدن برد هواپیماهای متفقین به مناطق اشغال شده فرانسه و افزون شدن شدت بمباران ها بیشتر این کارخانه جات یا مستقیما مورده حمله قرار گرفتند یا مواد اولیه مورده نیاز آنها به دستشان نرسید که باعث شد المان از این نعمت بزرگ محروم شود (به عنوان مثال المان اغلب ضدتانک های خود را براساس مدلهای تانک چکسلواکی و در کارخانه جان این کشور میساخت و به همینگونه براساس نوع کارکرد هرکارخانه نوعی سلاح در آن میساخت)

نتیجه این نبرد و جنگ جهانی دوم با وجود برگشتن ورق به نفع آنان زیاد خوب تمام نشد زیرا به مانند بریتانیا باعث شد که فرانسه به تدریج دست از بسیاری از مستعمرات خود بکشد زیرا توان اقتصادی و نظامی و سیاسی خود را به مرور از دست داده بود و اکثر کارخانه جات این کشور هرکدام به نحوی اسیب دیده بودند و برای تجدید قوا فرانسه باید نفسی تازه میکرد.



زنان و مردان فرانسوی مسلح شده در جنگ جهانی دوم

همین زمان برای کشور امریکا زمینه ایی را فراهم کرد تا هرچه سریعتر و زودتر خود را به عنوان ابرقدرت و قدرت بلامنازع جهان همراه با شوروی مطرح نماید و فرانسه و بریتانیا از این چرخ گردون خارج شدند.
اما فرانسه چشم به آینده داشت و به همین خاطر فرانسه با بررسی اوضاع نظامی جنگ سرد و شرائط کشور خویش تصمیم به امر ارتقای زیرساخت هایی که از گذشته برایش باقی مانده بود کرد و یکی از مهمترین زمینه هایی که به آن پا گذاشت زمینه تسلیحات موشکی هوائی و نبرد الکترونیک بود ، که نشان از اینده نگری بسیار خوب فرانسوی ها داشت.
حقیقت این بود که دنیا به سمت نبرد تکنولوژی جدید و الکترونیکی و... با تمام سرعت پیش میرفت ، اگر یادتان باشد در مقاله kh-31 کریپتون نیز اشاره داشتم به این مورد که وقتیکه کشوری اقدام به ساخت سلاح هدایت شونده میکند کشوری که از این کار احساس هراس میکند دست به تولید ضد ان سلاح میزند ، فرانسه با درک اهمیت موشک و نیز ضد موشک و.. وارد کارزار تکنولوژیکی شد تا بتواند برای خود نامی دست و پا کند تا به تدریج قدرت از دست رفته خویش را بازستاند.

با توجه به اینکه فرانسه چندین قرن جز پیشرفته ترین کشورها و علمی ترین ها محسوب میشد و زیرساخت های لازم را با وجود تخریب بخشی از آنها داشت خیلی سریع توانست خود را پا به پای امریکا و شوروی که بودجه های هنگفت برای طرح های موشکی و... خرج میکردند برساند و در مواردی از آنها از نظر تکنولوژیکی کاملا پیشی بگیرد به خصوص در امر موشک های هوائی و نبرد الکترونیک

خوب به مبحث اصلی بازگردیم ، همانطور که اشاره شد فرانسه توانست در سال 1950 به موشک As-20 دست یابد ، AS-20 بسیار شبیه طرح اولیه AA-20 بود به جز اینکه طرح اولیه برای سرجنگی بزرگتری طراحی شده بود ، AS-20 موشکی بود با طول 2.59 متر و سرعت 1.3 ماخ به همراه سرجنگی 33 کیلوگرمی ، سیستم پیشرانش آن از دو قسمت بوستر و موتور اصلی تشکیل میشد، هدایت موشک رادیوئی و با اصلاح دستی توسط خلبان صورت میگرفت.
بیش از 8 هزار تیر موشک AS-20 تولید شد و به جز فرانسه به سه کشور آلمان غربی ، ایتالیا و آفریقای جنوبی صادر گردید.AS-20 تا اوائل دهه 70 در خدمت باقی ماند ، پس از ورود مدل جدید AS-30 به عنوان سلاح استاندارد آموزشی نیروی هوائی استفاده می گردید.از اواسط دهه 50 کار بر روی موشک هوا به سطح پیشرفته تر از AS-20 موسوم به بانوردا 540 یا AS-30 آغاز شد.AS-30 موشکی میانبرد و سنگین بود که از نظر طرح بسیار به طرح اصلی AS-20 شباهت داشت با این تفاوت که هم سنگین تر بود و هم طول آن از مدل قبلی بیشتر بود.



طول AS-30 به 3.84 متر می رسید و مساحت بال آن به یک متر بالغ میشد.سرجنگی ان یک سرجنگی انفجاری شدید به وزن 240 کیلوگرم بود ، پیشران دو مرحله ایی سوخت جامد آن بیشینه سرعتی تا 1.4 ماخ تا برد 11 کیلومتر را به موشک می بخشید.
این موشک به دلیل نوع خاص هدایت خویش باید توسط خلبان به صورت چشمی تا رسیدن به هدف هدایت میشد و خلبان مجبور بود هدف را در مسیر دید خود تا برخورد موشک به ان حفظ کند.
سیستم هدایت موشک رادیوئی و در ابتدا از نورهای رهگیری و بعدها با استفاده از سیستم مادون قرمز انجام می گرفت ، خلبان برای کنترل موشک کافیست انحراف آن را از مسیر نشانگر روی هاد خود اصلاح نماید ، بیش از 3870 فروند از این مدل موشک تولید شد و به شش کشور دیگر هم صادر گردید، اما تنها فرانسه از کلاهک های نیمه اتوماتیک استفاه نمود.




موشک AS-30
در اواسط دهه 70 Aerospatiale با همکاری شرکت Thimsin-CSF کار بر روی یک نمونه از AS-30 مجهز به جستجوگر لیزری موسوم به as-30l با استفاده از تکنولوژی تحت لیسانس شرکت مارتین ماریتای آمریکا آغاز کردند.شرکت Thommson-CSF به همین منظور یک غلاف لیزری نشانه روی با عنوان ATLIS و یک کلاهک جستجوگر لیزری همساز شده با غلاف فوق برای موشک طراحی و تولید نمود .


سمت راست بال موشک AS-30 به وضوح مشخص میباشد

با طراحی این نسل از موشک ها دیگر خلبان مجبور نبود مدت حضور در منطقه خطر را به خاطر نگه داشتن هدف در میدان دید خویش تا لحظه برخورد موشک به هدف را بر خود تحمیل کند و فاصله خود را از میدان درگیری نیز به نحو قابل قبولی افزایش میداد.

موشک AS-30L به حق نسل سوم و کاملا پیشرفته این مدل موشک های هوا به سطح جهان و کشور فرانسه بود که با کمک شرکتهای تسلیحاتی پیشرفته فرانسوی و امریکایی توانست موشکی مناسب برای ارتش فرانسه تولید نماید.

در موشک نسل جدید فرانسوی تجهیزاتی همچونATLIS 2 که مخفف Automatic Tracking Laser Iluminating System میباشد به معنای سیستم ردیاب خودکار لیزری میباشد نصب شده تا دیگر عصر تجهیزات رادیوئی و دید چشمی که احتمال خطر را بالا میبرد و دقت را کاهش میداد به پایان راه خویش هرچه بیشتر نزدیکتر گردد،به تجهیزاتی که بر روی مدل های توسعه نیافته تر موشکAS-30L نصب شد غلاف LDP میگفتند (Laser Designator Pod)

شرکت thomson-CSF به این مقدار نیز قانع نشد و برای هرچه بهتر نمودن شرائط عملیاتی این موشک دست به توسعه سیستم های جدیدی برای عملیات در شب و روز برای این موشک زد که آنرا قادر میسازد در شب به وسیله دوربین تلویزیونی(multispectral ) مادون قرمز یا در روز به صورت عادی استفاده نماید که حاصل آن دقتی زیاد موشک میباشد. به این غلاف اضافه شده بر روی مشوک اصطلاحا CLDP میگویند و مدل توسعه یافته تر غلاف LDPموشک AS-30L میباشد که همانطور اشاره شد دارای دوربین تلویزیونی برای عملیات در شرائط گوناگون میباشد.(Convertible Laser Designation Pod که مخففش CLDP میشود)



موشک AS-30L

توسعه این مدل موشک از سال 1974 آغاز گشت و با چک موفقیت امیز تجهیزات ATLIS 2 در سال 1977 روند آزمایش عملی موشک با شلیک یک فروند از ان در سال 1980 سرعت بیشتری گرفت اما ازمایشها بدانجا ختم نشد و 7 فروند موشک دیگر برای یقین حاصل کردن از صحت عملکرد آن در سالهای 1980 الی 1983 شلیک شد که نتایج آن رضایت بخش بود و سرانجام در سال1983 سازمان Aerospatiale پروژه موشک AS-30L را با 14 لانچر به پایان بردند.

نکته جالب اینجاست که کار طراحی و توسعه مدل موشک های هوا به سطح فرانسه با وجود داشتن زیرساخت های بسیار قوی فرانسه چندین سال طول کشید اما نیروی هوائی فرانسه با وصف این موضوع باز هم خود دست به کار ازمایش این موشک شدند که از سال 1984 الی 1987 نیروی هوائی فرانسه ارزیابی خود را از این موشک انجام داد که سرانجام ان در سال 1988 وارد خدمت عملیاتی نیروی هوائی فرانسه شد.



کشور پیشرفته فرانسه برای توسعه یک سلاح سالهای بسیاری مبادرت به آزمایش و تحقیق یک سلاح می نماید تا حاصل کارش چنان موفقیت امیز باشد که توانائی رقابت در عرصه های مختلف جهانی را داشته باشد و بتوان انرا حاصل تحقیقات مهندسین فرانسوی و مایه افتخار فرانسه دانست ، حال باید پرسید دیگر کشورهای نه چندان پیشرفته اما پرمدعا در این زمینه ها حقیقتا چقدر تلاش نموده اند ؟ که حال مدعای سلاحی را دارند که مهندسی معکوس ضعیفی است از مدل اصلی ، جالب آنجا که با همان سلاح ادعای برتری سلاح خویش را دارند برای سلاح اصلی !

نمونه این کشورها در جهان امروزی بسیار است هرچند بیشتر این کشورها بعد از رهائی یافتن از عقب ماندگی تکنولوژیکی حال خود به سمت جهانی پیش میروند که خود سازنده اصلی باشند به مانند کشور جمهوری خلق چین که زمانی تنها تولید کننده سلاح دیگر کشورها با کیفیت پائین تر بود اما با تلاش روزافزون توانست سطح تسلیحاتی خویش را بالاتر از مهندسی معکوس ضعیف ببرد.

فرانسه در سال 1994 این موشک ها را بر روی جنگنده های نام اشنای سوپراتاندارد خود لود نمود و در سال 1996 به خدمت نیروی دریایی فرانسه درامد.

اما سابقه خدمت این موشک به سال 1985 توسط جنگنده های جاگوارد فرانسوی برمیگردد هرچند روند فروش این موشک بسیار سریع تر از آنچه که فکر میشد بود.

در سال 1986 نسخه صادراتی آن بر روی هواپیماهای میراژ F1 و میراژ 2000 راه اندازی شد که در جنگ ایران و عراق توسط عراق علیه ایران به کار برده شد هرچند با توجه به عدم اموزش مناسب خلبانان عراقی با وجود استفاده گسترده از این موشک کشور ایرانخساراتی به مراتب کمتر از آنچه که ممکن بود توسط یک خلبان کارکشته متضرر شود برایش به بار آمد (خوشبختانه)

اما موشک فرانسوی AS-30L راه خود را به سمت جنگنده های امریکایی نیز باز نمود با لود نمودن آن بر روی جنگنده پرآوازه اف16 و پس از آن میراژ2000 دی و تورنادو و رافائل و سوپراتاندارد و....

البته در جنگنده اف16 فالکون توانائی شلیک شب با استفاده از Sharpshooter pod شرکت مارتین ماریتا(لاکهید مارتین کنونی) نیز نصب شده است.

به طور خلاصه میتوان گفت :با آغاز دهه 80 اولین نمونه های موشک مذکور توسط جاگوارهای نیروی هوائی فرانسه آزمایش گردید ، بعدها با غلاف های ATLIS II که به یک دوربین برای افزایش توانائی هدف گیری مجهز شده بودند نیز وارد خدمت گردید و این دقت عمل بسیار بهتری به موشک های AS-30L می بخشید.فرانسوی ها معتقدند در طول دوران عملیات ها AS-30L ضریب موفقیتی برابر با 80 درصد اهداف نشانه روی شده را به دست آورده است.
مهمترین حضور عملیاتی این موشک ها به دهه 80 میلادی باز میگردد ، این موشک ها به صورت عمده همراه با جنگنده های میراژ به عراق صادر شدند و عراق به صورت گسترده علیه ایران در طول جنگ 8 ساله استفاده نمود.
گویا عراق با کشور فرانسه طی مذاکراتی امتیاز ساخت موشک AS-30L با غلاف ATLIS را گرفته بوده است علاوه بر تحویل 240 فروند موشک مابین سالهای 1987 -1988 میلادی ولی نکته جالب این است که کشور فرانسه در جنگ خلیج فارس اول از همین موشک 60 فروند علیه عراق استفاده نمود با استفاده از جنگنده های جاگوارد خود !


مشخصات کلی موشک AS-30L

طول : 3.65 متر

قطر بدنه :342 میلی متر

دهانه بال: 1 متر

وزن پرتاب: 520 کیلوگرم

کلاهک: 240 کیلوگرم

پیشرانش: سوخت جامد

برد: 12 کیلومتر

نحوه هدایت: نیمه فعال لیزری


جنگنده های حمل کننده موشک :

Mirage 2000-5
Mirage 2000D
Rafale B
Rafale C
Rafale M
Super Etendard

کشورهای استفاده کننده از موشک AS-30:

فرانسه ، مصر، پاکستان، اسرائیل، هند، امارات،آلمان، افریقا جنوبی، بریتانیا،سوئیس و پرو
در پایان امیدوارم هرچه بیشتر با تکنولوژی روز دنیا و واقعیات ساخت و طراحی یک موشک پیشرفته که توانائی اثرگزاری به موقف و مناسب را دارد اشنا شده باشید و بدانید که فاصله شعار تا عمل چقدر بسیار است!



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.